این مطلب برای درج در ویژه نامه ی ذانشجویی حیات خلوت(دانشکده ادبیات) نگاشته شده است:
پرداختن به موضوعی مانند ارتباط محرم و دفاع مقدس چیزی اغلب سهل ، ولی گاهی ممتنع است . سهل است چون نسبت آن دو با هم به اندازه طلوع خورشید بدیهی است و ممتنع است چون نمیتوان گاهی بعضی احساسات را بر کاغذ ریخت یا به هوا و فضا تحویل داد .
محرم ماه پیروزی خون بر شمشیر، عقیده بر زور و تزویر و عشق بر هوای نفس است . قلب تپنده محرم عاشواست و حوادث بعد از این نبا عظیم همه شریان هایی هستند که مفهوم توحید و خداپرستی ، عشق و ایثار و آمیزش حماسه و عرفان را به کل تاریخ می رساند . در حقیقت عاشورا نخ و رابط سلسله حوادث تسبیح وار توحید است و به این حوادث معنا و مفهوم می دهد . تمام وقایعی که حتی رشحه ای از توحید در آنهاست از قلب محرم یعنی عاشورا سرچشمه میگیرد : قیام های شیعی برای خونخواهی حسین و ... رعشه هایی هستند که عاشورا بر اندام خواب تاریخ ظلم و ستم انداخته است .
دفاع مقدس که ریشه در خشم تاریخ عصیان و طغیان علیه یک حکومت الهی شیعی دارد ، یکی از پس لرزه های بزرگ و شدید عاشورا بعد از انقلاب اسلامی است .
انقلاب اسلامی ایران خود یکی از قیام هایی است که از دل عاشورا و درامتداد تاریخ سرخ تشیع به منصه ظهور رسیده است و دفاع مقدس از این انقلاب ، فرازی دلیرانه است که با خون تک تک شهیدان نگاشته شده است .
در عاشورا و در حلقه یاران خورشید ، هرکس بنابروسع خویش به بلا ، بلی گفت . از علی اصغر شش ماهه و رقیه سه ساله و قاسم سیزده ساله تا حر و حبیب ابن مظاهر این پیر عرصه عشق بازی که گیسوان سفید خود را برای قربانی شدن سیاه می کند ، در آنها یافت می شود . در این حلقه همه نوع روابط انسانی وجود دارد : پدر و دختر ، مادر و پسر ، زن و شوهر جوان و مسن ، خواهر و برادر ، برادر ها ، پسرعمو ها و غیره و می توان می گفت یک تاریخ است ؛ ماکت کوچکی از رابطه ها و علایق و ... که همگی رو به سوی غایت خلقت دارند . خواهر عاشق برادر است و برادر مراد برادر کوچکتر ، اما همگی در یک چیز اتفاق نظر و عمل دارند : الذین آمنوا اشد حبالله . و همه در این کاروانی که به وسعت تاریخ راه می پیمود در جواب خداوند وقتی فرمود : الست بربکم ؟ برسبیل بلا و بلی پاسخ دادند و در همین دنیا از رحیق مختوم ولایت نوشیدند اگرچه به قیمت سوختن هستی شان تمام شد .
همه آنها کسانی بودند که نه در تاریخ پیشینیان و نه در تاریخ آینده کسی به مقام آنها در بندگی خدا و عشق بازی با او نرسیده است ، آنها شیرمردانی هستند که عشق آنقدر چشمان آنها را پر کرده است که جز آن چیزی را ادراک نمی کنند و با هرزخمی که به بدنشان می خورد وصل را می نوشند .
همه اینها برای یک کلمه است که دنیا برای آن خلق شده است : حب و اطاعت خدا که در پذیرش ولایت الهی خلاصه می شود .
دفاع مقدس هشت ساله ، دومین حادثه است که بعد از حکومت و حکومت خواهی امامان معصوم دارای چنین مولفه هایی است : پذیرش ولایت الهی به علاوه ایثار جهادگونه و جنگ علیه طواغیت ، مولفه اصیل و اصلی دفاع مقدس را تشکیل میدهند .
اطاعت از ولایت فقیه به عنوان یک تمرین عملی برای زیستن در کنار معصوم و اطاعت اوامر الهی که از کانال معصوم و نایب او جاری می گردد ، مهم ترین عنصر تشکیل دهنده چیزی به نام دفاع مقدس است .
روح خدا طلب حضور درجهاد می کند و جوان و پیر و مرد و زن لبیک می گویند و هریک به نوبه خود و به عمق و اندازه ظرفیت خود بلی می گویند .
حماسه حسینی نمایشگاه ایثار است . ایثار برای زنده نگه داشتن دین خدا و معیارهای الهی و رساندن بزرگ ترین مظهر هدایت خداوند به سایر انسان ها در گستره تاریخ و صدور انقلاب محمد(ص) به درون نفوس . حماسه ای که یاران خمینی آفریدند رونوشتی از حماسه حسینی بود ؛ درست مانند آنکه کودکی یک اثر هنری بزرگ را جلوی خود بگذارد و از روی آن نقاشی کند اگرچه به آن مهارت نیست اما عناصر این تقدس را در خود حمل می کند . در قدم اول لبیک گویان پرستوهای عاشق که شاید هم وزن شاهبازان طریقت عشق نباشند اما به شوق همان مقصد پرواز می کنند ، به جبهه جنگ علیه یزیدان مدرن اتوکشیده می روند و در درجه بعد همه آن چیزی که در تاریخ عشق و عشق بازی به طور دوری و تکراری اتفاق می افتد ، رخ می دهد . باز هم زینب ها رقیه ها و بازهم مادرانی که فرزندان تازه داماد خود را هدیه می دهند و سر آن ها را می ستانند و بازهم تکرار مارایت الا جمیلا از شیر زنانی که عاشورایی زیسته اند .
اگر در عاشورا تن خورشید به زیر سم اسبان بود ، جوانانی که شاید نتوان آنها را در برابر خورشید عظیم وجود امام حسین ، حتی براده ای از خورشید نامید ، در هویزه به زیر شنی تانک های شیطان له شدند . شاید نتوان آنها را براده های خورشید هم خواند ، اما آنچه مهم است این است که یک قطره چقدر هم رنگ اقیانوس است ؟ چه میزان با اقیانوس مجانست و سنخیت دارد تا وقتی به درون آن می افتد دیگر نتوان آن را جدا کرد . در حقیقت یک قطره خالص که همجنس اقیانوس است دیگر خود اقیانوس شده و بسیاری از شهیدان دفاع مقدس اینگونه اند .
"جنگ آمده بود تا مردان مرد را بیازماید جنگ آمده بود تا از خرمشهر دروازه ای به کربلا باز شود." شهید آوینی