اگر شما آشپز قابلی باشید ویا حتی اگر نباشید و فقط در این زمینه در حوزه ی خوردن و مصرف گوی سبقت را ربوده باشید،می دانید که کوفته تبریزی غذایی بسیار لذیذ و به اصطلاح سعدی علیه الرحمه خسروانی خورش است.
پخت کوفته تبریزی را مراحلی باشد که تنها اولی الالباب در آشپزی از آن با خبر باشند و مادر این جاننب نیز با اینکه در آشپزی ید بیضا و معجزه گر دارند و بیش از سی سال از زندگانی مشترک را پشت سر گذاشته اند نیز در همین اواخر با دبدبه و کبکبه ای عروس وار اقدام به یادگیری این غذای لذیذ و سنتی نموده اند.
بنابراین ،هر کس بخواهد برای اولین بار کوفته ی مذکور را تهیه نماید باید پی این مسئله را به تن مبارک بمالد که کوفته شل یا سفت می شود.برای مثال برای اولین بار که این کوفته در خانه ی ما درست شد آنقدر سفت بود که به طرز شکنجه آوری از زیر قاشق فرار و دل اهل خانه را خون می کرد! و جدال قاشق و کوفته،هر پهلوان رویین تنی را خسته می نمود
برای بار دوم،آنچه موجبات ناراحتی آشپز را فراهم می آورد این است که این دفعه درست کوفته نقطه ی مقابل دفعه ی قبل از کار در می آید اگر دفعه ی نخست سفت بوده حالا بی نهایت شل و تبدیل به آش می شود و اگر دفعهی اول کوفته وارفته بوده این دفعه سفت و سخت از کار در می اید.
بنابر قاعده ی تا سه نشود بازی نیز نخواهد شد،دفعه ی سوم شاهد خواهید بود که ب...له!!!این دفعه دیگر با اجازه ی بزرگترها این کوفته به سر و سامان رسیده و می توان برای خوردن به روی او حساب باز کرد.
الغرض ما آمده بودیم که بگوییم که فرایند پخت کوفته تبریزی چه نسبتی می تواند با مکاتب فکری غرب داشته باشد.به نظر شما چه نسبتی می تواند داشته باشد؟
در مکاتب فکری روند اینگونه است که دقیقا مانند همین کوفته تبریزی، دچار شلی و سفتی می شوند.مکاتب فکری قرن بیستم به دو بخش عمده تقسیم می شوند:مکاتب فکری لیبرالیستی و مکاتب فکری مارکسیستی که هر کدام از اینها باز در خود شاخه و پریز و اینها می شوند.
در مورد مفهوم عدالت مکتبهای مارکسیستی حکم کوفته ی سفت را دارند که پس از گذشت زمان و تغییر شرایط دچار تغییر و استحاله می شوند(شبیه کمونیسمی که در چین قبلا حاکم بود).و در مورد مفهوم ازادی حکم کوفته ی شل و ول و وارفته و بی اهمیت و در مقابل هم لیبرالیسم متضاد با مارکسیسم عمل می کند و هر دو اینها در خود و در روند تاریخی خود نیز شل و سفت می شوند...
اما...تفاوت مهم و عمده ی کوفته و مکاتب فکری غرب این است که در نهایت کوفته سر و سامان می گیرد و به مقصد نهایی می رسد ولی این مکاتب به جایی نمی رسند!
از مباحث بالا نتایج اخلاقی و فلسفی فراوان می توان گرفت:یکی از نتایج فلسفی این است که بنابر نظر ملاصدرا رحمه الله علیه بر وجود وحدت حاکم است و همه چیز در این دنیا به هم ربط دارد و کوفته تبریزی شاید در ظاهر به مکاتب فکری مربوط نباشد اما وقتی در بطن ماجرا می رویم ،مربوط می شود.و درست از همین مقدمه ی فلسفی می توان یک نتیجه ی اخلاقی گرفت و آن اینکه مکاتب فکری غرب باید کوفته تبریزی را الگو و سرمشق خود قرار دهند تا شاید بتوانند به امید خدا به سرانجام و اعتدال برسند!
*********************************************************************
امروز با جمعی از هم دانشکده ای ها و وبلاگنویسان حامی و دانشجویان دانشگاههای دیگر به دیدار طلبه ی سیرجانی رفتیم.
نکات مهمی که در سخنان ایشان بود:
مدام تاکید می کردند که عدالتخواهی علمی است که باید بچه حزب اللهی ها آن را بر دوش بکشند وگرنه عده ای به پشتوانه ی نقایصی که در زمینه ی عدالت وجود دارد،اصل نظام را زیر سوال می برند.
ایشان می گفتند که راه و روش عدالتخواهی خود باید عادلانه باشد و در مسیر عدالتخواهی نباید بی عدالتی صورت بگیرد.
یکی از نکات مهم سخنان ایشان این بود که می گفتند تقوا و بصیرت زمینه ی عمل درست و مطابق نظر رهبری را فراهم می کند و اینکه عده ای می گویند باید در هر مسئله ای به صورت جزئی نظر آقا را جویا شویم نظر درستی نیست.و می گفتند که ما باید با توجه به منویات مقام معظم رهبری راه خود را درست انتخاب کرده و عمل نماییم ان وقت اگر عمل ما احیانا صحیح نبود آقا در برابر آن سکوت نمی کنند و همین که در برابر این حرکت(حرکت طلبه ی سیرجانی)سکوت کرده اند علامت رضایتشان است(قابل ذکر است رهبر دستور آزادی ایشان را از زندان داده بودند و منظور طلبه از سکوت رهبر سکوت فعلی ایشان است).
و همچنین ایشان چند ویژگی بارز حرکت خود از جمله ساده بودن و شفاف بودن و ...را نیز برای حضار برشمردند.
